آغازی دوباره!!!
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦  

دوباره می خوام بنویسم ولی نمی دونم از کجا شروع کنم!

 یه احساسی بهم میگه فقط با نوشتن می تونم خودمو خالی کنم ولی... می ترسم!

همیشه دوست داشتم بنویسم ولی هیچ وقت این کارو نکردم یعنی چیزایی که دوست داشتم بنویسم ننوشتم!

آخه چیزای گفتنی اینقدر زیاده که نمی دونم از کجا شروع کنم!

از سیاست بنویسم، از رفتارای هنجار و ناهنجار خودمون، از وطنم، از جووناش از پیراش از اینکه هیچ چی جای خودش نیست و ما ها هم بهش عادت کردیم از اینکه چرا تا حالا به این فکر نکردیم که چه چیزایی باعث شده اینقدر عقب بمونیم شایدم فکر می کنیم ولی هیچوقت جر‌‌آت عوض کردن شرایطو پیدا نمیکنیم، از چی... از چی ..... بنویسم؟

 مگه میشه از این چیزا گذشت؟

ولی باید شروع کنم. حالا به هر قیمتی